عاشورا و عدالت

کسانی که در کنار آثار متعدد و مفید گوناگونی که درباره وجه احساسی و تاریخی ماجرای عاشورا وجود دارد ٬ علاقه مندند به وجه معرفتی و اجتماعی - فرهنگی این واقعه عظیم نیز توجه داشته باشند٬ پیشنهاد می کنم به کتاب گرانسنگ «قیام جاودانه» اثر استاد علامه محمد رضا حکیمی - صاحب مجموعه کم نظیر «الحیات» مراجعه کنند. من در این جا بخشهایی از یکی از مقالات این کتاب را به دوستانم هدیه می کنم:

***

هنگامی که می نگریم در« خطبه عاشورا» ٬ سخن از عدل می رود و از اینکه عدالت از میان رفته است ...( ۱) می فهمیم که ما نیز باید با دفاع از «عدالت» ٬ فلسفه عاشورا را زنده نگاه بداریم ٬ و با قیام برای اجرای عدالت از عاشورا دم بزنیم و خود را وارث عاشورا بدانیم.

هنگامی که می بینیم «حبیب بن مظاهر اسدی» و « سلیمان بن صرد خزاعی» ٬ در نامه خود به امام حسین«ع» ٬ از آن امام بزرگ می خواهند تا بیاید و با ظلمهای اقتصادی نیز مبارزه کند ٬ و برای غلبه سرمایه داران بر جامعه اسلامی  و سرنوشت جامعه چاره ای بیندیشد(۲)٬ خوب درک می کنیم که تکلیف مسلمانان حسینی و مومنان عاشورایی چیست ٬ و وظیفه مردمی که خود را ادامه وجود و استمرار تعهد حبیب بن مظاهر ها و سلیمان بن صرد ها می دانند ( و باید هم چنین باشد) ٬ و ذکر و وردشان « یا لیتنا کنّا معکم » است ٬ یعنی «ای عاشوراییان !  کاش ما هم با شما بودیم٬ و در راه یاری حسین ٬ شهید می شدیم » ٬ کدام است ؟

... و خوب پی می بریم که آن خون که در جام خورشید ریخته است ٬ و فجر و شفق را - سرخ فام - بر سراسر آبادیها و زندگیها می تاباند٬ تجسم کدام آرمان و تبلور کدام فریاد است . این همه و این همه ٬ فریاد دفاع از حقیقت و عدالت است که از حلقوم خونین عاشورا ٬ لحظه به لحظه ٬ چونان تندرهای ستیغ لرزان ٬‌در اعماق زندگیها و ملتها طنین می افکند ٬ و رسالت سترگ عاشوراییان را ٬ هر چه باعظمت تر٬ منعکس می سازد...

آری ٬ مردمی که اهمیت حیاتی و دینی و انسانی عدالت را درک نکنند جاهلند. و مردمی که عدالتخواه نباشند مرده اند. و مردمی که ظلم را منحصر در ظلم سیاسی بدانند و از ظلم اقتصادی و معیشتی و فاجعه بزرگ آن - چنانکه باید- آگاه نباشند ٬ فریب خورده اند... و جامعه عاشورایی هرگز اینچنینها نیست٬ و نباید باشد... زیرا که جامعه خورشید جامعه روز است ( آگاهی و بیداری) ٬ نه جامعه شب ( جهل و فریب خوردگی).

و این همه احادیث فراوان و گوناگون که از پیامبر اکرم «ص» و ائمه طاهرین«ع» درباره «عاشورا» و زنده نگاه داشتن آن رسیده است ٬ و آن همه ذکر ثواب و فضیلت برای احیای این مراسم و حضور در آنها ٬ و آن همه زیارت و دعا درباره «عاشورا» (۳) ٬ از جمله ٬ برای احیای این آرمان خورشیدی است که یاد شد . و از اینجاست که همه امت اسلام مکلفند که همواره عاشورا را زنده نگاه دارند ٬ و همه اقالیم قبله موظفند که تلالو این حماسه خورشیدی را ٬ در طنین پر جلال آیات عدل و قسط٬ همیشه درخشان و پرتو افشان حفظ کنند ٬ و با این پشتوانه سترگ از همه ذلتها و تسلیمها برهند٬ و به همه خوابها و خمودگیها پشت کنند٬‌و به همه عزتها و آزادیها برسند.

مسلمانان جهان باید بیدار شوند ٬ و پرچم خونین عاشورا را برافرازند ٬ و پیوسته حلقه های این سلسله الهی را در معبر قرون و اعصار به هم بپیوندند ٬  و آیات قرآن را با خون فرزندان قرآن تفسیر کنند ٬ و عدالت را هدف قرار دهند ٬ و ذلتها را نپذیرند . مستکبران پیشین می کوشیدند تا فروغ عاشورا را بپوشانند ٬ تا بتوانند با خیال آرام ٬ به ستم و بیداد خویش ادامه دهند . امروز نیز برخی می کوشند تا گستره فروغ عاشورا را محدود سازند ٬ لیکن چگونه ممکن است ؟هنگامی که «گاندی» از درون «شبه قاره» می گوید:« من مبارزه را از شهیدان عاشورا آموختم» ٬ و شیخ محمد محمد مدنی از دامن «اهرام» می نویسد:« ما باید از یاد ماه محرم سرمشق بگیریم » ٬ و شیخ عبدالله علایلی - یکی از قله های فرهنگ لبنان - درباره یک شب عاشورا که در «قاهره» برگزار می شود ٬ کتاب « سمو المعنی فی سمو الذات» را می نگارد ٬ و متفکر اصلاح طلبی از اعماق « لاهور» فریاد می زند:

سرّ ابراهیم و اسماعیل بود

یعنی  آن اجمال را تفصیل بود

ما سوی اله را مسلمان بنده نیست

پیش فرعونی سرش افکنده نیست

خون او تفسیر این اسرار کرد

ملت خوابیده را بیدار کرد

رمز قرآن از حسین آموختیم

زاتش او شعله ها اندوختیم

تار ما از زخمه اش لرزان هنوز

تازه از تکبیر او ایمان هنوز

آری٬ جوانان غیور مسلمان ٬ در هر جای جهان ٬ و از هر دو مذهب اسلامی: سنی و شیعه٬ خون خود را به حماسه حسینی پیوند زنند ٬ و در مشرق عاشورا بایستند ٬ و با تلاوت آیات فلق ٬ در الهام خونین نگاره شفق٬ درفش صلابت و مقاومت اعصار را بر افرازند   ٬ و در  جولانگاه شرف و آزادگی حضور داشته باشند ٬ و با غرق گشتن در زمزمه قرآن و نماز شب عاشورا ٬ و مدد جستن از مردانگی و شجاعت روز عاشورا ٬ همواره ٬ فرزندان حسین باشند و عاشورا ٬ نه ابزار دست یزید و ابن زیاد ... حسینی باشند و آزاده ٬ نه یزیدی و برده ...

--------------------------------------------

۱- مقتل معتبر «ابصار العین» ٬ از علامه شیخ محمد سماوی عراقی ٬ صفحات ۷و ۱۱.

۲-«بحار الانوار» ٬ جلد۴۴ ٬صفحه ۳۳۳  ٬ به نقل از شیخ مفید«ره».

۳- که می نگریم زیارت حضرت امام حسین «ع» ٬ بجز در روز «عاشورا» و روز «اربعین» ٬ در بسیاری از اوقات مستحب است ٬ از جمله در شب و روز اول «ماه رجب»٬ و شب و روز نیمه «ماه رجب»٬ «شب نیمه شعبان» ٬ «شبهای قدر» ٬ شب و روز «عید فطر» ٬ شب و روز «عرفه»٬ شب «عید قربان» ٬ و در روز «عید غدیر» - که بزرگترین عید اسلام٬ بلکه بشریت است - خواندن «دعای ندبه» مستحب است که در آن ذکر امام حسین «ع» و شهادت کربلا آمده است ... اینها همه بجزجنبه توحیدی و عبادی آن ٬‌که یاد خدا و یاد ولی شهید خداست ٬ برای توجه یافتن نفوس و ارواح است به مرکزیت حق و عدل و ایجاد آمادگی در جانها و همتها ٬ برای دفاع از حق و عدل . 

/ 7 نظر / 42 بازدید
سحر

سلام دوست عزیز، اگه میخوای چیزی شبیه تبلیغات Google اما به فارسی توی وبلاگت بگذاری و از این راه هم درآمد داشته باشی و هم سایتت یا هر چیز دیگه ای را در بقیه سایتها معرفی کنی تا بازدیدکننده هات زیاد بشن، یه سری به سایت ads.blogabzar.com بزن. کافیه وبلاگت در روز بیشتر از 10 بازذدیدکننده داشته باشه. یادت نره بعد از ورود به سیستم، کد HTML شون را توی سایتت بگذاری تا برات اعتبار تولید کنه. وگرنه بعد از چند روز اعتبارت تموم میشه و آگهی هات دیگه پخش نمیشن. اگه هم بلد نیستی این کار را بکنی میتونی قالب وبلاگت را براشون میل کنی تا خودشون برات انجام بدن - فعلا که خوب راه می آن :) فقط لطفا موقع ثبت نام، در قسمت نام معرف بنویس: sahar1986 یه سری بشون بزن و امکاناتشون را ببین. ضرر نداره :) قربانت سحر

آشنا

آقا حرف از خودت براي گفتن نداري وبلاگ براي كپي كردن حرف ديگران نيست براي بيان حرفهاي ناگفته است

عطش زار

آقا تقی سلام باور می کنی الان فهميدم در کامنت قبلی اشتباه تايپی داشتم می خواستم بنويسم با حال نوشتم بی حال به هر حال همين جا از همه عذر خواهی می کنم. روز تاسوعا دلم برای مدينه گرفته .... تو چطور؟

تقي دژاكام

دوست آشنای عزيز با سلام ٬ اگر اولين قسمت اين وبلاگ را خوانده بوديد٬ متوجه می شديد که اين وبلاگ با هدف بازتاب دادن نوشته های خوب ديگران است که گاهی فراموششان کرده ايم و گاهی نمی شناسيمشان. من از خودم هيچ چيز ندارم !

صادقک

چقدر؟ تا کی؟ سبو سبو می ...